جستجو

تبلیغات



    من مسیر مسکو تا ساراتف جایی که اونجا درس می خوندم رو اولین بار با اتوبوس رفتم.از اونجایی که عجله ای شد یه کم و وقت نکردم واسه داخل اتوبوس حالا یه خردنی بگیرم همینجوری نشستم و بعد یه آقای روس هم کنارم نشست که یه پلاستیک سیاه با خودش داشت.منم حدس زدم گفتم احتمالا یه خوراکی چیزی داره که حالا چون روسا تعارفی نیستند تا تعارف زد  بعدا منم بهش ملحق میشم.یه کم که گذشت دیدم سر پلاستیک رو باز کرد یه 1.5 لیتری وُدکا در آورد به ما هم تعارف کرد که بخورم.آب نطلبیده شنیده بودم مراده ولی دیگه ودکا نوبرش بود.بعداز جواب منفی من این باز هر بار که می خواست بخوره به من تعارف می کرد و به سلامتی من می خورد.دیگه این اواخرش کار به جایی رسیده بود که دیگه می خواستم بگم اگه به سلامتی منه که من با ایتکه شما نخوری بیشتر احساس امنیت و سلامتی می کنم))اصلا بابا ما داستانایی داشتیم تو این روسیه.


    این مطلب تا کنون 63 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 22 بهمن 1394
    منبع
    برچسب ها : سلامتی ,تعارف ,

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 6 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر