خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    من مسیر مسکو تا ساراتف جایی که اونجا درس می خوندم رو اولین بار با اتوبوس رفتم.از اونجایی که عجله ای شد یه کم و وقت نکردم واسه داخل اتوبوس حالا یه خردنی بگیرم همینجوری نشستم و بعد یه آقای روس هم کنارم نشست که یه پلاستیک سیاه با خودش داشت.منم حدس زدم گفتم احتمالا یه خوراکی چیزی داره که حالا چون روسا تعارفی نیستند تا تعارف زد  بعدا منم بهش ملحق میشم.یه کم که گذشت دیدم سر پلاستیک رو باز کرد یه 1.5 لیتری وُدکا در آورد به ما هم تعارف کرد که بخورم.آب نطلبیده شنیده بودم مراده ولی دیگه ودکا نوبرش بود.بعداز جواب منفی من این باز هر بار که می خواست بخوره به من تعارف می کرد و به سلامتی من می خورد.دیگه این اواخرش کار به جایی رسیده بود که دیگه می خواستم بگم اگه به سلامتی منه که من با ایتکه شما نخوری بیشتر احساس امنیت و سلامتی می کنم))اصلا بابا ما داستانایی داشتیم تو این روسیه.


    این مطلب تا کنون 37 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : سلامتی ,تعارف ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر